شـمس اگـر واقـــعه کـرب و بلا را مـیدیـد هشت کم میشد از آن پنج مسلم به یقین در روز عاشورا کشتارها اغلب بعد از ظهر صورت گرفت، یعنی تا ظهر عاشورا غالب صحابه ابا عبدالله و تمام بنیهاشم و خود اباعبدالله که بعد از همه شهید شدند، زنده بودند. فقط حدود تعدادی از یاران اباعبدالله در یک جریان تیراندازی که به وسیله دشمن انجام شد، قبل از ظهر به خاک افتادند و شهید شدند. و الا باقی افراد تا ظهر عاشورا درقید حیات بودند. مردی از اصحاب اباعبدالله یک وقت متوجه شد که الان اول ظهر است. آمد عرض کرد:یا اباعبدالله وقت نماز است و ما دلمان میخواهد برای آخرین بار نماز جماعتی با شما بخوانیم. اباعبدالله نگاهی کرد و تصدیق کرد که وقت نماز است. میگویند این جمله را فرمود: ذکرت الصلوة... جعلک الله من المصلین... امام همان جا در میدان جنگ نماز خواندند، نمازی که در اصطلاح فقه اسلامی «نماز خوف» نامیده میشود. نماز خوف مثل نماز مسافر دو رکعت است نه چهار رکعت. یعنی انسان اگر در وطن هم باشد باز باید دو رکعت بخواند برای این که مجال نیست و آنجا باید مخفف خواند. چون اگر همه به نماز بایستند وضع دفاعیشان بهم میخورد، سربازان موظف هستند در حال نماز، نیمی در مقابل دشمن بایستند و نیمی به امام جماعت اقتدا کنند. امام جماعت یک رکعت را که خواند صبر میکند تا آنها رکعت دیگرشان را بخوانند. بعد آنها میروند پست را از رفقای خودشان میگیرند در حالی که امام همین طور منتظر نشسته یا ایستاده است. سربازان دیگر میآیند و نماز خودشان را با رکعت دوم امام میخوانند. ابا عبدالله چنین نماز خوفی خواند ولی وضع اباعبدالله یک وضع خاصی بود زیرا چندان از دشمن دور نبودند. لهذا آن عدهای که میخواستند دفاع کنند نزدیک اباعبدالله ایستاده بودند و دشمن بیحیای بیشرم حتی در این لحظه هم آنها را راحت نگذاشت. در حالی که اباعبدالله مشغول نماز بود. دشمن شروع به تیراندازی کرد، دو نوع تیر اندازی: هم تیر زبان که یکی فریاد: حسین! نماز نخوان نماز تو فایده ای ندارد، تو بر پیشوای زمان خودت یزید یاغی هستی، نماز تو قبول نیست! و هم تیرهایی که از کمانهای معمولی شان پرتاب میکردند. یکی دو نفر از اصحاب اباعبدالله که خودشان را برای ایشان سپر قرار داده بودند، روی خاک افتادهاند. یکی از آنها سعید ابن عبد الله حنفی به حالی افتادند که وقتی نماز اباعبدالله تمام شد، دیگر نزدیک جان دادنش بود. آقا خودشان را به بالین او را رساندند. وقتی به بالین او رسیدند، او جمله عجیبی گفت: «یا اباعبدالله! اَوفیتُ؟» آیا من حق وفا را به جا آوردم؟ مثل این که هنوز هم فکر می کرد که حق حسین آن قدر بزرگ و بالاست که این مقدار فداکاری هم شاید کافی نباشد. این بود نماز ابا عبدالله در صحرای کربلا. ابا عبدالله در این نماز تکبیر گفت، ذکر گفت، سبحان الله گفت، بحول الله و قوته اقوم و اقعد گفت، رکوع و سجود کرد. دو سه ساعت بعد از این نماز برای ایشان نماز دیگری پیش آمد، رکوع دیگری پیش آمد، سجود دیگری پیش آمد، به شکل دیگر ذکر گفت، اما رکوع ابا عبدالله آن وقتی بود که تیری به سینه مقدساش وارد شد و اباعبدالله مجبور شد تیر را از پشت سر بیرون بیاورد. سجود ایشان... سجده بر پیشانی... وقتی که از اسب بر زمین افتاد... طرف راست صورتش را روی خاکهای گرم کربلا گذاشت... ذکر ایشان ذکری دیر بود... بسم الله... و بالله... و علی ملة رسول الله... اللهم اجعلنا من الطالبین بثاره مع امام عدل تعز به الاسلام و اهله یا رب العالمین.
نماز و ولایت
نماز و ولایت
نوم علی یقین خیر من صلوه فی شک. " 1 ".
خوابی که توام با یقین وباور حق باشد بهتر است از نمازی که با شک و تردید خوانده شود.
اگر چه نماز یک عبادت است که به بدن مربوط میشود و باید ترتیب موالات را در آن مراعات کرد و چیزی کم و یا زیاد نشود، لکن صحت نماز و جان آن موقوف به معرفت معبود و تذکر و یاد آوری اسماء و صفاتی که شایسته اوست میباشد و به عبارت دیگر نماز حقیقی و روحانی آن نمازی است که از روی معرفت، ادراک شعول و یقین باشد و در غیر این صورت چیزی جز نمازجسمانی و کالبد بیروح نخواهد بود. لذا است که خواب انسان عالم ، از نماز جاهلی که توام باتردید در عقیده باشد بهتر است. از این رو وقتی امیرالمومنین علیهالسلام شنید که یکی از مردم حروریه (خوارج نهروان) نماز شب بجاآورده و قرآن میخواند، فرمود: با یقین خوابیدن بهتر از نماز خواندن با شک و تردیداست.
چو محزون صوت قرآن، شاه بشنود
از او دربارهاش اینگونه فرمود:
که در حال یقین آن کو بخواب است
ز ایمانش درون چون آفتاب است
امام خویش را نیکو شناساست
بفرمانش بهر ره گفت، پویاست
چنان شخص وچنان خوابست بهتر
از آن کس کو بر آرد سر ز بستر
شبش را با تهجد بر سرآرد
نماز و طاعتش نیکو گذارد
دلش پر کین ولیکن بر امامش
نباشد جزکه در دوزخ مقامش
اگر نماز، با معرفت و یقین باشد به اقتضای درجهی معرفت و یقین،نماز گزار حلاوت و شیرینی نماز را ادراک کرده و تحت هیچ شرایطی دست از عشقبازی باآن نمیکشد، اگر چه بدنش آماج تیر شود. نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم از جنگ با گروهی باز میگشتند. شبی در بین راه دستور توقف و استراحت داد. نگهبانان آن شب «عمار و یاسر» و «عباد بن بشر» بودند. این دو، نگهبانی شب را بین خود تقسیم کردند و قرار شد از اول تا نصف شب عباد پاسداری دهد و از نیمه شب تا صبح عمار یاسر نگهبان باشد. عمار به خواب رفت و عباد به نگهبانی ایستاد. در بین شب فرصت را غنیمت شمرد و به نماز ایستاد. در این هنگام یک یهودی که همسرش به دست مسلمانان اسیر شده بود، لشکر را تعقیب کرد و در کمین ایستاد و چون عباد را در حال نماز دیدتیری به طرف او پرتاب کرد، تیر بر پیکرش نشست ولی نماز را رها نکرد، تیر دوم و تیرسوم که به او اصابت نمود نمازش را مختصر کرد و آن را به پایان برد و عمار را بیدارکرد. و یهودی نیز گریخت.
وقتی عمار یاسر چشمش به عباد افتاد پیکرش را غرق خون دید و سه تیر بر بدن و پایش مشاهده کرد و چون از جریان آگاه شد گفت: چرا با اصابت تیر اول مرا بیدار نکردی؟ عباد گفت: در حال نماز بودم و سورهی کهف را تلاوت مینمودم و اگر نمیترسیدم که دشمن صدمهای به پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم برساند و من در نگهبانی کوتاهی کرده باشم، هرگز نمازم را کوتاه نمیکردم اگر چه جانم از دست میرفت!
لازم بذکر است که از ابتدای سخن حضرت امیرالمومنین علیهالسلام معلوم میشود که منظور از «نماز باشک» نماز استحبابی و نماز شب است، زیرا نماز واجب در هیچ حالتی ساقط نمیگردد. مگراین که بگوییم امام علیهالسلام در صدد بیان این مطلب است که نماز بدون ولایت نمازنیست، نه این که اصلا نماز نخواند.
نماز بلندترین فریاد هاست و قامت ما به بلندای نمازاست.یعنی قدرت ما را باید در نمازمان جست.
شهید اسماعیل رضایئ:
از شما میخواهم نماز را سبک نشمرید چرا که نماز را سبکبشمارید محکم ترین ستون دین را کوچک شمرده اید هرکس نماز را سبم بشمارد روی بهشت رانخواهد دید.
شهید داوود میرزایی:
همیشه در نمازهای جماعت و تا حد امکان در نماز جمعه شرکتکنید.
نماز از نظر شهدا
نماز اول وقت
2. توجه دادن دیگران به اوقات نماز و تشویق به ادای آن در اول وقت.
رزمنده دلاور، محسن شاهرضایی در نقل خاطرهای میگوید: «در شب عملیات بَدر،سوار قایق شدیم و زدیم به خط مقدم، زیر باران تیر. در حین عملیات بودیم که وقت نمازمغرب شد. رزمنده پیری با ما بود، شروع کرد با آب هور وضو گرفت. ما هم بعد از او وضوگرفتیم و در همان دقایق به نماز ایستادیم. آن شب، آن نمازِ اول وقت، در آن شرایطسخت، بهترین نماز ما بود».
برادر قَدَمی، از همرزمان و همکاران شهید سید مرتضی آوینی میگوید: «در ایامیکه شبانهروز برای تدوین و مونتاژ در صدا و سیما بودیم، به محض اینکه وقت نمازمیرسید، همین که قرآن شروع میشد، سید، قلم را زمین میگذاشت، لباس را میپوشید وبچهها را صدا میکرد: حرکت کنید که وقت نماز است. سپس به طرف مسجد بلال حرکتمیکرد. سید همیشه از اولین کسانی بود که وارد مسجد میشد».
برادرِ شهیدِ بزرگوار حمزه اباذری نقل میکند: «در زمین کشاورزی نزدیک روستامشغول کار بودیم. میخواستیم هر چه زودتر کار تمام شود تا برگردیم به خانه کهناگهان حمزه دست از کار کشید و به طرف شیر آب رفت. با تعجب به او گفتم: کجا میروی؟گفت: مگر صدای اذان را نمیشنوی؟ وقت نماز است. گفتم: بیا کار را تمام کنیم، بعدمیرویم نماز میخوانیم. با حالت عجیبی به من گفت: چطور اینقدر به نفْسِ خودتاهمیت میدهی، اما به خدای خودت نه؟ و بعد رفت تا نماز را در اول وقت به جاآورد».
امیر دلاور، سردار دربندی، از همرزمان شهید بزرگوار علی صیاد شیرازی میگوید: «در آسمان کردستان بودیم و سوار بر هلیکوپتر. دیدم ایشان مدام به ساعتشان نگاهمیکند. علت را پرسیدم. گفت: موقع نماز است. همان لحظه به خلبان اشاره کرد که همینجا فرود بیاید تا نماز را در اول وقت بخوانیم. خلبان گفت: این منطقه زیاد امن نیست،اگر صلاح بدانید تا مقصد صبر کنیم. شهید صیاد گفت: اشکالی ندارد، ما باید همینجانماز را بخوانیم. هلیکوپتر نشست. با آب قمقمهای که داشت، وضو گرفتیم و نماز ظهررا همگی به امامت ایشان اقامه کردیم».
یکی از دوستان شهید ابراهیم شجیعی نقل میکند: «یک بار که با اتوبوس همسفربودیم، وقت نماز صبح شد. سید به من گفت: برو به راننده بگو چرا نگه نمیدارد؟زمستان بود و خیلی هوا سرد. راننده هم قصد نداشت فعلاً جایی نگه دارد. من رفتم جلوو به راننده گفتم، ولی اعتنا نکرد. سید بلند شد و با لحن خوبی به راننده فهماند کهوقت نماز صبح است و شاید بعضیها بخواهند نماز بخوانند. راننده در حالی که ناراحتشده بود، کنار یک پل نگه داشت. جایی که فکر نمیکرد کسی پیاده شود، سید در را بازکرد و هفت هشت نفر پیاده شدیم. توی گل و سرما با آب سرد وضو گرفتیم و همان جا کنارجاده به نماز ایستادیم. بعد هم سید رفت و از راننده تشکر کرد و به او گفت: ببین چهثواب بزرگی بُردی، باعث شدی تعدادی نمازشان را در اول وقت بخوانند همین توشه آخرتتوست».
همسر شهید حاج محمد ابراهیم همت میگوید: «ابراهیم بعد از چند ماه عملیات بهخانه آمد. سر تا پا خاکی بود و چشمهایش سرخ شده بود. به محض اینکه آمد، وضو گرفت ورفت که نماز بخواند. به او گفتم: حاجی لااقل یک خستگی دَر کُن، بعد نماز بخوان. سرسجادهاش ایستاد و در حالی که آستینهایش را پایین میزد، به من گفت: من باعجلهآمدم که نماز اول وقتم از دست نرود. این قدر خسته بود که احساس میکردم، هر لحظهممکن است موقع نماز از حال برود».
سردار پردیس، یکی از همکاران شهید علی صیاد شیرازی نقل میکند: «در مأموریتی بهاتفاق شهید صیاد، با هواپیما از شیراز به تهران مراجعت میکردیم. بعد از بلند شدنهواپیما، شهید رو کرد به من و گفت: چه کار کنیم که نمازمان را اول وقت بخوانیم؟ منرفتم و به دستور ایشان یک لیوان آب تهیه کردم و شهید صیاد با آن تجدید وضو کرد. سپسپتویی در انتهای هواپیما انداخت و با بررسی حرکت هواپیما، جهت قبله را مشخص کرد وبه محض اینکه هنگام نماز شد، به نماز ایستاد و ما هم به ایشان اقتدا کردیم».
برادر سهراب صدرنشین، در نقل خاطرهای از سردارِ شهید حاج علی اکبر رحمانیانمیگوید: «در پایگاه امیدیه بودیم، چند دقیقهای به اذان صبح مانده بود. علیاکبررا دیدم که بعد از چهار شبانهروز، از منطقه عملیاتی برگشته بود. خستگی شدید درچهرهاش آشکار بود. فکر کردم میخواهد استراحت کند و بعد نماز صبح بخواند؛ چون خواباز چشمانش میبارید، ولی برعکس، تا اذان گفتند، جانمازش را پهن کرد و آماده نمازشد. به او گفتم: خسته هستی؛ کمی دراز بکش، بعد نماز بخوان. لبخندی زد و گفت: ماالآن برای همین نماز داریم میجنگیم. وقتی به نماز ایستاد، دیگر آثار خستگی در اونمیدیدم».
شهید بزرگوار، عباس بابایی، رمز موفقیت خود را در دوره خلبانی در کشور امریکا،توجه داشتن به نماز اول وقت میداند و میگوید: «خلبان شدن من هم عنایت خدا بود. قرار بود بعد از پایان دوره در کشور امریکا، مصاحبه نهایی را یک ژنرال امریکایی بامن انجام دهد. تمام تلاشهای این دو سال، بستگی به همین مصاحبه داشت. وقتی وارداتاق او شدم، از من پرسشهایی کرد و من پاسخ دادم. بعد از چند دقیقه، فردی وارداتاق شد و ژنرال با او رفت و من باید در اتاق منتظر او میماندم. به ساعتم نگاهکردم، وقت نماز ظهر بود. با خودم گفتم، کاش در اینجا نبودم و میتوانستم نماز رااول وقت بخوانم! از طرفی ممکن بود نماز خواندن من در آنجا باعث دردسر شود، ولی باخودم گفتم هر چه بادا باد هیچ کاری مهمتر از نماز نیست. در گوشهای از اتاقروزنامهای پهن کردم و مشغول نماز شدم. در همین لحظه ژنرال وارد اتاق شد، ولی من باتوکل بر خدا نماز را ادامه دادم. نماز که تمام شد، از ژنرال عذرخواهی کردم و دربارهنماز برای او توضیح دادم. او هم لبخندی زد و پروندهام را امضا کرد و پایان دورهامرا تبریک گفت. آن روز موفقیت خود را در توجه کردن به نماز اول وقت، آن هم در شرایطحساسی مثل آنجا دیدم».
یکی از همرزمان شهید حمیدرضا نوبخت، درباره اهمیت دادن این شهید بزرگوار بهنماز اول وقت نقل میکند: «با حمیدرضا در جزیره مینو بودیم. روزی برای انجام دادنکاری سوار بر خودرو شدیم و به طرف اهواز حرکت کردیم. فصل تابستان بود و گرمایطاقتفرسای خوزستان همه را اذیت میکرد. ناگهان در نزدیکهای اهواز، حمیدرضا خودرورا کنار جاده متوقف کرد. دلیل توقف را پرسیدم. او گفت: مگر صدای اذان را نشنیدی؟ بهاو گفتم: تا اهواز راهی نمانده است و در آنجا زیر سرپناهی نماز میخوانیم. حمیدرضانگاه معنیداری به من کرد و گفت: تو از کجا میدانی تا اهواز ما زنده هستیم؟ سپس بامقدار آبی که در ماشین داشتیم، وضو گرفتیم و همانجا نماز را در اول وقت به جاآوردیم».
خداوند متعال در قرآن کریم در وصف مؤمنان میفرماید: «اَلّذینَ هُمْ علیصَلَواتِهِمْ یُحافِظون؛ مؤمنان واقعی کسانی هستند که بر نمازهای خود محافظتمیکنند.» و به فرموده امام راحل: «نگهداری وقت نماز و به جای آوردن آن در اولوقت، از مهمترین آداب عبادت است.» امام صادق علیهالسلام نیز در حدیثی زیبا، یکیاز ملاکهای شیعه بودن را توجه کردن او به نماز اول وقت میداند و میفرماید:
اِمْتَحِنُوا شیعتَنا عِنْدَ مَواقیتَ الصَّلوةِ کیفَ مُحافَظَتُهُعَلَیْها.
شیعه ما را هنگام وقت نماز بشناسید (امتحان کنید) که چگونه از آن محافظتمیکند.
نماز صبح در ميدان مين
در عمليات رمضان در يك روز گرم و آفتابى در منطقه ى جنوب و اطراف پاسكاه زيد، ساعت 21، دستور عمليات و پيشروى داده شد، همه ى رزمندگان ، با تكاپوى زياد، مشغول انجام وظايف خود بودند و فقط به پيشروى در عمق محورهاى عمليات مىانديشيدند.
ميادين مين ، به سرعت پاكسازى مىشد. حمل مهمات و تغذيه با احتياط غير قابل وصفى با چراغ هاى خاموش و زيرمنورهاى دشمن صورت مىگرفت . ساعاتى از نيمه شب گذشته بود كه به پشت يك ميدان مين عجيب و غريب رسيديم ، برادران تخريب توانسته بودند بخشى از آن را براى عبور خودرو و رزمندگان ، پاكسازى و نواركشى كنند. ما هم كه در يك آمبولانس بوديم ، مجبور بوديم با احتياط كامل و با آهستگى عبور كنيم . يكى از رزمندگان در جلوى ماشين پياده حركت مىكرد و مسير را نشان مىداد. چرخ سمت راست بر اثر برخورد با مين ضد نفر، تركيد و خودرو متوقف شد.
هر لحظه امكان داشت خمپاره اى بر روى ماشين ما فرود بيايد و به همين دليل وحشت كرده بوديم .
به دليل كم عرض بودن جاده ، امكان جك زدن نيز نبود. چند دقيقه اى نگذشته بود كه در تاريكى صداى ضعيف موتورسيكلتى به گوش ما رسيد. هنگامى كه به ما رسيدند، بلافاصله مشغول مين يابى در محل و تعويض چرخ خودرو شدند.
در همين حال ديديم كه يك نفر از آنها مشغول جهت يابى است و با قطب نما دنبال قبله مىگردد. «وقت نماز صبح شده بود». چگونه مىشد در زير آن آتش گلوله ها، جاى امنى براى نماز پيدا كرد؟!
امكان تجديد وضو نبود. آن دو تخريبچى در انتهاى نماز خود بودند و عملشان همه ى بينندگان را به شوق معنوى وا مىداشت . من هم با تمام وجود خاكى خود، در مقابل خداوند ايستادم . زير منورها و تيرهاى رسام ، صداى خودم را نمىشنيدم . نماز را سلام دادم . رو به قبله ايستادم تا به حضرت امام حسين (ع ) عرض ادب كنم كه موج انفجار مرا زمين گير كرد. نماز صبح در ميدان مين ، در كنار چند مجروح به همراه آماج گلوله هاى دشمن عجب حال و هوايى داشت كه هنوز بعد از21سال غبطه لحظه اى از آن را مىخورم .
بسم الله
کسانی که به نماز به عنوان تکلیف و خواست الهی بی توجهی کنند و آن را کوچک بشمارند خداوند نیز به خواستهها و اعمال آنان توجهی نخواهد داشت.
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشره خصله…الثانیه یضیق علیه قبره و الثالثه تکون الظلمه فی قبره… ؛ هر زن و مردی که به نمازش بیاعتناء باشد خداوند او را به پانزده چیز مبتلا می سازد… و قبر بر او تنگ و تاریک می گردد.»
امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرمایند ؛« إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِی الصَّلَاهِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِکَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِی کَأَنَّهُ یَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِ غَیْرِی أَمَا یَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِیَدِی ؛ وقتی بندهای نماز خود را با عجله و شتاب به پایان میبرد و آن را کوتاه میکند خدا به ملائکه میفرماید: آیا نمیبینید بندهی من چگونه نماز خود را کوتاه میکند گویا میپندارد که بر آوردن حوائجش به دست غیر من است (که اینگونه عجله میکند.) آیا نمی داند برآوردن حوائجش به دست من است .»
نمازی که با سهلانگاری و تحقیر خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمیگیرد. امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: «انّ اللّه عزوجل لایقبل الاّ الحسن فکیف یقبل ما یستخف به ؛ خداوند جز نیکو را نمیپذیرد پس چگونه آن را که مورد استخفاف واقع گردیده است بپذیرد. »
نمازی که آورنده آن به آن بی مهری و بی توجهی دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گیرد ؟!
گفتگوی ملک نماز و انسان نمازگزار
برخی از روایات تصویر و تمثیلی را برای نماز ترسیم نمودهاند که بر حسب آن، نماز بصورت ملکی با انسان به گفتگو مینشیند گاه تشکر میکند و گاه گلهمند میشود.
در روایتی امام صادق ـ علیه السلام ـ میفرماید: وقتی نماز در وقت خود اقامه نگردد و بی دقّت ارائه شود با صورتی سیاه و تاریک به سوی انسان باز میگردد. میگوید: مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند. و اگر در وقت خود اقامه شود برای انسان دعا میکند و میگوید: همان گونه که مرا حفظ و احترام نمودی خداوند تو را حفظ کند.
قرآن کریم راه تارکین نماز را به سقر منتهی میداند و در مورد آنان میفرماید: «ما سلککم فی سقر قالوا لم نک من المصلّین»
روزی فاطمه زهرا ، صدیقه کبری(سلام لله علیها) از پدر گرامی خویش سوال کرد: پدر جان مردان و زنانی که نماز خود را سبک می شمارند چه عذاب و عقوبتی دارند؟ رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:
دخترم هر زن و مرد مسلمانی که نماز خود را سبک و کوچک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار می کند: شش بلا در دنیا، سه بلا هنگام مرگ، سه بلا در عالم قبر و سه بلای دیگر هنگامی که روز قیامت از قبر برانگیخته می شود.
امّا آن شش بلا که در دنیا به او می رسد :
اوّل: خداوند برکت را از عمرش برمی دارد و عمرش کوتاه می شود.
دوّم: خداوند برکت را از روزی اش برمی دارد و رزق و روزیش کم می گردد.
سوّم: خداوند نشانه بندگان صالح و شایسته را از صورت او پاک می کند و نور ایمان را از چهره او می برد.
چهارم: هر طاعتی که به جا آورد، بهره ای از آن نمی برد.
پنجم: دعایش مستجاب نمی شود.
ششم: بهره ای از دعای مردان و زنان صالح و شایسته نمی برد و مشمول دعای نیکان نمی شود.
امّا آن سه بلا که هنگام مرگ به او می رسد:
اوّل: با ذلّت و خواری از دنیا می رود.
دوّم: گرسنه می میرد.
سوّم: تشنه از دنیا می رود تا جایی که اگر از تمامی نهرهای دنیا به او آب داده شود، عطش و تشنگی او فرو نمی نشیند و عطشان می میرد.
و آن سه بلا که در عالم قبر به او می رسد:
اوّل: خداوند ملکی را بر او می گمارد که در قبر او را(به وسیله قهر و غضب و پریشانی و اضطراب) از جای خود برکند.
دوّم: گور بر او تنگ می شود و فشار قبرش زیاد می گردد.
سوّم: قبرش مملوّ از ظلمت و تاریکی می گردد.
و آن سه بلایی که در قیامت به او می رسد:
اوّل: خداوند فرشته ای را مأمور می کند تا او را در حالی که همه نظاره گرش هستند با صورت روی زمین بکشاند.
دوّم: به سختی از او حساب می کشند و به اعمالش رسیدگی می کنند.
سوّم: خداوند با نظر رحمت به او توجّه نمی فرماید و برای او عذاب و عقابی دردناک قرار خواهد داد.
نماز تقویت کننده روح انضباط
نماز روحانضباط را در انسان تقویت می كند, چرا كه دقیقاً باید در اوقات معینی انجام گیرد كه تأخیر و تقدیم آن هر دو موجب بطلان نماز است, همچنین آداب و احکام دیگر در مورد نیت و قیامقعود و رکوع و سجود و مانند آن كه رعایت آنها, پذیرش انضباط را در برنامه های زندگی كاملاً آسان میسازد.
همه اینها فوائدی است كه در نماز, قطع نظر از مسأله جماعت وجود دارد و اگر ویژگی جماعت را بر آن بیفزائیم ـ كه روح نماز همان جماعت است ـ برکات بی شمار دیگری دارد كه این جا جای شرح آن نیست, بعلاوه كم و بیش همه از آن آگاهیم.
گفتار خود را در زمینه فلسفه و اسرار نماز با حدیث جامعی كه از امام علی بن موسی الرضا ـ علیه السّلام ـ نقل شده پایان میدهیم:
امام در پاسخ نامه ای كه از فلسفه نماز در آن سؤال شده بود چنین فرمود:
علت تشریع نماز این است كه توجه و اقرار به ربوبیت پروردگار است, و مبارزه با شرک و بت پرستی, و قیام در پیشگاه پروردگار در نهایت خضوع و نهایت تواضع, و اعتراف به گناهان و تقاضای بخشش از معاصی گذشته, و نهادن پیشانی بر زمین همه روز برای تعظیم پروردگار.
و نیز هدف این است كه انسان همواره هشیار و متذكر باشد, گرد و غبار فراموشكاری بر دل او ننشیند, مست و مغرور نشود, خاشع و خاضع باشد, طالب و علاقمند افزونی در مواهب دین و دنیا گردد.
علاوه بر این كه مداومت ذكرخداوند در شب و روز كه در پرتو نماز حاصل میگردد, سبب می شود كه انسان مولا و مدبر و خالق خود را فراموش نكند, روح سركشی و طغیانگری بر او غلبه ننماید.
و همین توجه به خداوند و قیام در برابر او, انسان را از معاصی باز می دارد. و از انواع فساد جلوگیری می كند.
نماز پاک کنند ی گناهان
نماز وسیله ی شستشوی از گناهان و مغفرت و آمرزش الهی است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته میكند, لذا در حدیثی میخوانیم: پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلم ـ از یاران خود سؤال كرد: لو كان علی باب دار الحد كم نهر و اغتسل فی كل یوم منه خمس مرات اكان یبقی فی جسه من الدرن شیء؟ قلت لا, قال: فان مثل الصلاه كمثل النهر الجاری كلما صلی كفرت ما بینهما من الذنوب: « اگر بر در خانه یكی از شما نهری از آب صاف و پاکیزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد, آیا چیزی از آلودگی و کثافت در بدن او میماند؟».
در پاسخ عرض كردند: نه, فرمود: « نماز درست همانند این آب جاری است, هر زمان كه انسان نمازی می خواند گناهانی كه در میان دو نماز انجام شده است از میان می رود» [۳۵]و به این ترتیب جراحاتی كه بر روح و جانانسان از گناه مینشیند, با مرهم نماز التیام می یابد و زنگارهائی كه بر قلب می نشیند زدوده میشود.
«فَوَیْلٌ لِّلْمُصَلِّینَ الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ »
«پس وای بر نمازگزارانی که در نماز خود سهل نگاری میکنند.»
یعنی آنهایی که از نمازشان غافلند، اهتمامی به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باکی ندارند؛ چه اینکه به کلّی فوت شود و چه اینکه بعضی وقتها، و یا اینکه وقت فضیلتش از دست برود و چه اینکه ارکان و شرائطش و احکام و مسائلش را ندانسته، نمازی باطل بخوانند.
از امام صادق (ع) روایت شده:
«إنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفَّاً بِالصّلاة ».
«همانا شفاعت ما به سبک شمارندۀ نماز نمیرسد.»
۱) نماز از واجبات الهی است:
«إِنَّ الصَّلاَةَ کَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ کِتَابًا مَّوْقُوتًا »
«نماز، وظیفه ثابت و معیّن برای مؤمنان است.»
"کتابت" کنایه است از واجب بودن و واجب کردن، پس طبق این آیه، نماز بر مؤمنان نوشته و واجبی است دارای وقت. [
۲) بر پاداری نماز از صفات مؤمنان حقیقی است:
«الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقثْنَاهُمْ یُنفِقُونَ »
«آنها که نماز را برپا میدارند و از آنچه به آنها روزی دادهایم، انفاق میکنند.»
۳) محافظت از نماز، نخستین نشانه عملی تقوا و معاد باوری است:
«...وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ یُحَافِظُونَ »
«...آنها که به آخرت ایمان دارند و به آن(قرآن) ایمان میآورند و بر نمازهای خویش، مراقبت میکنند.»
تا آنجایی که به پای بندی نماز در میدانِ جنگ تأکید شده است.
۴) نماز، نخستین نشانه حکومت صالحان در روی زمین است:
«الَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ...»
«کسانی که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیم، نماز را برپامیدارند... »
۵)نماز باز دارنده از زشتیها و بدیها:
«...وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَ الْمُنکَرِ...»
«...ونماز را بر پادار، که نماز (انسان )را از زشتیها و گناه باز میدارد...»
سیاق آیات شاهد بر این است که منظور از این باز داری، بازداریِ طبیعت نماز از فحشاء و منکر است.
البته بازداری آن به نحو اقتضاء است نه علیت تامه، که هر کس نماز خواند، دیگر نتواند گناه کند یعنی نمازی که با رعایت آداب و شرائط مطلوبِ شرع، انجام یافته قدرت باز دارندگی از گناه را دارد، به شرطی که خود شخص اراده بر انجام گناه نداشته باشد.
نماز در بین عبادات از امتیاز خاصّی برخوردار است، خدایسبحان در آغاز دریافت وحیحضرت موسی (ع) ضمن اشاره به معارف کلی دین، نماز را انتخاب کرده و میفرماید:
«...اَقِمِ الصَّلاةَ لذکری »
«... نماز را برای یاد من بپا دار.»
از این آیه دو نکته روشن میشود:
۱) نماز اختصاص به شریعت خاتم الانبیاء(ص) ندارد.
۲) إقامه نماز باید برای یاد خدا باشد.
مرهم دل های پریشان نماز پایه ی دین، مظهر ایمان نماز
باز ترین پنجره ی آفتاب در دل شب های زمستان نماز
روز فراخوانی آیینه ها سنگ محک ، محور و میزان نماز
بال و پر اوج سحرگاه عشق لحظه ی معراج مسلمان نماز
راه رهایی ز تباهی بود معرفت و عزت انسان نماز
آثار نماز شب در دنیا
نماز شب که یکی از عبادات خالص اولیای خدا و از برنامه های سازنده اسلامی به شمار می رود انسان را به وادی معنویات نزدیکتر می کند. نماز شب درس خودسازی و خلوت کردن با خالق خود را که از نیازهای طبیعی انسان است به انسان می آموزد ،نماز شب تاثیر بسزایی در سه عالم دارد هم در دنیا و هم در برزخ و هم در قیامت.
تاثیر نماز شب در دنیا، ابعاد گسترده ای دارد هم تاثیر در زندگی شخصی و اجتماعی و سیاسی، و هم تاثیر در باطن و ظاهر انسان دارد.نماز شب رفع مشکلات و گرفتاری و رفع بیماری های روحی و جسمی را نیز در برمی گیرد.
در اینجا چند نمونه از احادیثی که از معصومین علیهم السلام در مورد آثار نماز شب رسیده است را بیان می کنیم:
1- بازداشتن از گناه
یکی از آثار نماز شب بازداشتن انسان از گناه است.بهترین وسیله ای که مانع گناه انسان می شود و قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام آن را امضا کرده است نماز است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: « فإنّ صلاة الیل مِنهاةٌ عنِ الاثم؛ نماز شب انسان را از گناه باز می دارد.»
بعضی ها به نماز یومیه اکتفا می کنند و می گویند همین نماز ما را بیمه می کند لازم نیبست کمه نماز شب بخوانیم و یا اهمیت نمی دهند. می بینیم که اولیای خدا که پاک هستند و گرفتار گناه نشدند به وسیله همین نماز یومیه و نماز شب است. هر کدام از این ها خواص خود را دارد. بزرگان و مردان شب، انتظار شب را می کشند. اگر گناه و خطایی در طول روز انجام دهند نماز شب آن را پاک می کند. مکمل نماز یویمیه ، نماز شب است.
امام باقر علیه السلام فرمودند: «إنما جُعِلَت النّافلةُ لِیُتَمِّ بها ما أفسَدَهُ من الفریضة؛ همانان (نماز) نافله را به خاطر این جهت قرار دادند که جبران فساد نمازهای واجب را کند.» (1)
2- ریزش گناهان
یکی دیگر از آثار نماز شب ریزش گناهان است.نماز حسنه ای است که در دل های مومنین وارد شده و آثار معصیت و تیرگی هایی که دلهایشان از ناحیه سیئات کسب کرده از بین می برد.
در قرآن کریم آمده است: «و اقم الصلوة طرفی النهار و زلفا من الیل ان الحسنات یذهبن السیئات ذلک ذکری للذکرین؛ نماز بگزار در آغاز و انجام روز و ساعاتی از شب، زیرا نیکی ها بدیها را از میان می برند این تذکری است برای انها که اهل تذکرند.» (2)
این نشان دهنده اهمیت و تاثیر و قدرت نماز است و این یک فضل و لطف الهی است در حق بندگان. خداوند دوست ندارد بندگانش آلوده به گناه شوند و اگر هم گناه کردند برای محو آن گناه به ما دستور داده نماز بخوانید . این به این معنا نیست که ما گناه کنیم بعد نماز بخوانیم تا آن گناه از بین برود بلکه این یک فرصت و امتیاز و فضلی است برای بندگان که اگر سهوا گناه نمودند و اصرار بر گناه نداشتند از آن استفاده نمایند.
امام صادق علیه السلام می فرماید: « صلاة المومن بالیل تذهب بما عمل من ذنب بالنهار؛ نماز شب گناهانی را که مومن در روز مرتکب شده است را از بین می برد.»(3)
3- رفع مشکلات و گرفتاریها
یکی دیگر از آثار نماز شب رفع مشکلات و گرفتاریها است،در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم آمده است: «ای مردم هیچ کس از شما نیست مگر اینکه مشکلات و گرفتاریها همچون کمربندی او را محاصره کرده است. پس زمانی که دو سوم شب گذشت و یک سوم آن باقی ماند ملکی بر او وارد می شود و به او می گوید: ذکر خدا بگو که صبح نزدیک است. پس چنانچه او حرکت کرد و ذکر خدا را گفت یک گره از گرفتاریهایش گشوده می شود و اگر او بلند شد و وضو گرفت و داخل نماز شد همه گرفتاریها از او گشوده می شود پس صبح می کند در حالی که همچون مردمک چشم (روشن و پاکیزه) گردیده است.»(4)
4- کسب نور دائم از بیداری شب
حضرت عیسی می فرماید: « طوبی للذین یتهجدون من الیل . اولئک الذین یرثون النور الدائم من اجل انهم قاموا فی ظلمه الیل؛ خوشا به حال کسانی که شب را بیدار می مانند . اینانند که نور دائم را از آن رو که در تاریکی شب به پا خاسته اند به ارث می برند.»(5)
5- نورانیت و زیبایی صورت
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: « من کثرت صلاته بالیل حسن وجهه بالنهار؛ هر که بیشتر نماز شب بخواند هنگام روز زیبا و نورانی است.»(6)
6- به اجابت رسیدن دعا
از دیگر آثار نماز شب استجابت دعا است،امام صادق علیه السلام می فرماید: « کسی که در قنوت نمازوتر, چهل مومن و سپس برای خود دعا کند خداوند دعاهای وی را مستجاب می گرداند.»(7)
7- گشایش درهای آسمان
از دیگر آثار نماز شب گشایش درهای آسمان است.حضرت هادی علیه السلام می فرمود: «گاه هست که بنده برای نماز شب برخیزد و خواب بر وی غلبه کند چندان که او را به راست و چپ کشاند و گاهی چانه اش به سینه اش رسد، حق تعالی امر فرماید که درهای آسمان را بگشایند و فرشتگان را ندا دهند که نظر کنید که این بنده من در راه نزدیکی به من چه سختی ها می کشد در چیزی که بر وی واجب نساخته ام به امید سه چیز: یا گناهش را بیامرزم یا توبه روزیش گردانم و یا رزق و روزی او را زیاد کنم. ای فرشتگان شما را گواه می گیرم که من همه را بدو عطا کردم» (8)
8- درمان بیماریها
رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید: «بر شما باد به اقامه نماز شب، زیرا نماز شب سنتی است از پیامبرتان رسول خدا . نماز شب عادت و رسم صالحان و پاکان است که قبل از شما بودند و نماز شب موجب دفع بلا و بیماریها و دردها از بدن می شود.»(9)
9- زیاد شدن روزی
امام صادق علیه السلام فرمودند: «نماز شب روزی را جلب می کند.» (10)
10- خوشبویی بدن
امام صادق علیه السلام می فرماید: «صلوه الیل تطیب الریح؛ نماز شب انسان را خوشبو می کند»(11)
كیفیت نماز شب
نماز شب مجموعاً یازده ركعت است:
1. هشت ركعت آن، كه دو ركعت، دو ركعت، مانند نماز صبح خوانده می شود یعنی چهار دو ركعتی به نیت نماز شب می باشد.
2. دو ركعت نماز شفع: بهتر است در ركعت اول آن بعد از حمد، سوره «ناس» و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره «فلق» خوانده شود.
3. یك ركعت نماز وتر: بعد از حمد سه بار سوره «توحید» و یك بار سوره «فلق» و یك بار سوره «ناس» بخوانیم و میتوان یك سوره تنها خواند، سپس دستها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می بریم و حاجات خود را از خدا می خواهیم.
-و برای چهل مؤمن دعا می كنیم(چهل بار بگویید ( اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمومِنینَ وَ اَلْمومِناتْ وَ اَلْمُسلِمینَ وَ اَلْمُسلِماتْ )
-و طلب مغفرت می كنیم و هفتاد مرتبه می گوییم: «استغفرالله ربّی و اتوبُ الیه».
از پروردگار خود طلب آمزرش و مغفرت می كنیم و به سوی او بازگشت می نمایم.
-آن گاه 7 بار می گوییم «هذا مقامُ العائذٍٍِ بكَ منَ النّارِ»؛ (این است مقام كسی كه از آتش قیامت به تو پناه می برد)
-و بعد از آن 300 مرتبه می گوییم: «العفو» و سپس می گوییم: «ربّ اغفرلی و ارحمنی وتُب عَلیَّ انّكَ انتَ التّوابُ الغفُورُ الرّحیم».[4]و سپس ركوع + سجده + تشهد + سلام .در پایان نماز شب تسبیحات فاطمة زهرا (س) را میگوئیم.
خدا به نماز ما نیاز ندارد. اما من وتو باید لیاقت خودمان را به خدا نشان دهیم.
نماز نشانهی این است که من لایق هستم... ببینید اگر شما به یک کسی خدمتی ، محبتی و نعمتی ارزانی کردید اما او نسبت به این محبت توجهی نکند شما چه میگویید ؟ میگویید: این نعمتهایی که به او دادم، لیاقتش را نداشت.
نماز نشانهی لیاقت تو است. نه نشانهی نیاز خدا. وقتی نماز خواندی یعنی خدایا من لایق بودم، فهمیدم به من نعمت دادی. فهمیدم تو چه عزیز و بزرگی هستی.خدا به نماز ما نیاز ندارد. اما من وتو باید لیاقت خودمان را به خدا نشان دهیم .آیا نمیشود آن طور که خودمان میخواهیم ، با زبان خودمان (فارسی) تشکر کنیم؟(نماز بخوانیم )
تمام خلبانهای دنیا، هرکجا میخواهند با هر کشوری میخواهند صحبت کنند باید به زبان انگلیسی باشد. نماز هم باید به زبان عربی باشد. خدا خواسته و یک طرح روشنفکرانه ای است در اسلام است که از 1400 سال پیش فرمود: امت اسلامی باید در چند کلمه با هم مشترک باشند.
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از نُه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی شد، خدا او را به حضور میپذیرد و با او سخن میگوید و روزه را بر او واجب میکند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش میدهد. آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.
شش سال، زمینهسازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الیاللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند میروند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایستهتر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است.
بهرهمندی از ثواب نماز
زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد، اما تمامی آنها جبرانپذیر است، زیرا قضای روزهها را به جا میآورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را میبرد. همان گونه که اگر مسافری پس از خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبرانپذیر است.
عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب مینماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به مقام عبودیت است.
درباره یکی از علمای شیعه به نام ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد، دوستان و آشنایان خود را به شکرانه این که عمر داشت و سنّ او به حدّی رسید که خدای سبحان با او سخن گفت؛ جشن گرفت، چون انسان تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به هنگام بلوغ لیاقت مییابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود.

اما آیا این جشن در اسلام مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسألهای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت، اقدام به برگزاری این مراسم نمیکند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار مینماید. شاید مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حقشناس و شاکر باشید، چنین عملی را انجام داده است. بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل سلوکند میگویند ما مشرَّف شدیم نه مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجاتالذاکرین امام سجاد - صلوات اللَّه وسلامه علیه - میخوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه شرافت است.
اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت میرسد. اگر چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد .
نقش تمهيدي:جهت زمينه سازي امال عبادي و نماز در كودكان اول بايد تمهيدات لازم فراهم شود و اقداماتي به عمل آيد.چنانچه پيامبر (ص)فرمودند :هنگام تولد كودك در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه خوانده شود.با اينكه اين دو عمل مستحب مي باشد ولي يك نواع آماده سازي براي سال هاي آينده او مي باشد.
امام چهارم (ع)در روايتي مي فرمايند :وقتي كودكي به سن سه سالگي رسيد به او بگوييد كلمه لا اله الا الله را بگويد و بعد از چند ماه نام پيامبر اسلام محمد(ص)را بر زبان جاري كند در سن چهار سالگي بر پيامبر درود بفرستد.همه اينها نقش تمهيداتي دارند و اين امر و عواملي از اين قبيل آنها را براي انجام عبادت در كودكي و دوران بلوغ آماده مي كند كه به آن نقش تمهيداتي گفته مي شود.
نقش الگويي:كودكان و نوجوانان در تقليد پذيري شهره اند و آنها بسياري از رفتار ها از طريق تقليد كردن از ديگران مي آموزند.كودكان و نوجوانان كه در جاي جاي اين جهان الگوهايي از معنويت را آنها كه كه خود اهل دل اند و به مشاهده قلبي حقايق عالم نشسته اند بيابند غذاي روح خود را يافت و جذب آن مي شوند.ولي آناني كه از اين بحث دور اند وقتي براي نياز دروني خود جوابي نمي يابند خود را در سطوح ديگر شخصيت مشغول مي كنند.
دوره كودكي و نوجواني در تربيت اسلامي حائز اهميت بسيار است.چنانچه حضرت علي (ع)مي فرمايند :قلب كودكان و نوجوانان مانند زميني خالي است و هر آنچه در آن افكنده شود مي پذيرد و در ادامه به فرزندشان امام حسن(ع)مي فرمايند:من به تربيت تو اقدام كردم قبل از اينكه قلب تو سخت شود و قبل از اينكه عقلت اشتغالات بسياري بيابد.
خلاصه آنچه قلب كودكان و نوجوانان را تحت تاثير مثبت يا منفي قرار مي دهد در تربيت ديني بايد به جد مورد توجه و تحقيق قرار گيرد.نتيجه آنكه در اسلام نيز به اين امر تكيد بسياري شده است.ثابت شده كودكان و نوجوانان بيشتر از طريق مشاهده از اعمال و زفتار والدين و اطرافيان خود الگو مي گيرند و آنها با مشاهده اعمال نيك عبادت و نماز والدين به اين كار مي پردازند و به تقليد و تكرار آن رفتار ها مبادرت مي ورزند.نقش تبليغي:
از ديگر نقش هايي كه بر عهده والدين و آموزگاران مي باشد نقش تبليغي است.امروزه آيين هايي كه افكار بت پرستانه را در دنيا تبليغ مي كنند كم نيستند.آنها با وعده هاي فريبنده اي مردم را بسي مرام و دين خود دعوت مي كنند.امروز در اينترنت به مطالب زيادي در مورد اديان مختلف بر مي خوريم كه به نحوي سعي در دور كردن كودكان و نوجوانان از دين اسلام را دارند.
در اينجا نقش والدين و مربيان بسيار مهم و سازنده است بايد با تبليغات مناسب آنها را به راه راست هدايت كنند.با سخن گفتن در مورد دين و عبادت و نماز و احكام آن كودكان را بسوي عبادت جذب كرد.چنانكه در فرآ“ نيز تاكيد شده است كه :خداوند متعال پيامبر (ص)را مورد خطاب قرار داده مي فرمايد:
ايپيامبر ابلاغ كن آنچه را كه از سئي پروردگارت به تو نازل گشته است.اگر آن را ابلاغ نكني رسالت خود را به نحو اكمل ابلاغ نكرده اي.
نتيجه اينكه ما بايد تبليغات بسيار گسترده اي در رابطه با كشاندن كودكان و نوجوانان بسوي عبادت و نماز داشته باشيم.
در اسلام تبليغ از نقش و اهميت ويژه اي برخوردار است و با اين عمل حتما مي توان نتيجه بهتري گرفت.نقش تشويق در كودك:
براي دست يافتن به نتيجه بهتر قطعا خواست و اراده كودك مهم است پس بايد كاري كرد كه عبادت براي او كاري جاذب و رغبت انگيز باشد.نه اينكه فرزندان را در مواقع نا مناسب مجبور به اين كار نماييم.بد نيست بدانيم وقتي كودكان را با تنبيه يا اجبار بسوي كاري مي فرستيم چه اتفاقي مي افتد.
آنچه رخ مي دهد به قرار زير مي باشد.
1.احساس زدگي و تنفر نسبت به انجام عبادت پيدا مي كند و اين امر نتيجه خوبي به دنبال نخواهد داشت.
2.از آنچه كه فرد در انجام كارهاي ارادي و اختياري از انگيزه بيشتري برخوردار است قطعا با تشويق او بر ميزان اين بازده افزوده مي شود و بالعكس اجبار باعث كاهش انگيزه و پايين آمدن بازده فرد مي باشد.
3.اگر رابطه اي كه با كودكان قبلا برقرار كرديم رابطه خوبي نباشد اين امر او را غمگين مي كند و عامل كاهش رفتار صحيح او مي باشد و بالعكس اگر كودكان را به عملي تشويق و ترغيب نماييم مسلما با شادي و نشاط شروع به انجام آن عمل خواهند كرد و تشويق در اين امر موفقيت ما را چند برابر خواهد كرد.
بايد با توجه به تجربه دريافت فرزند به چه نوع تقويت كننده اي علاقمند است.تا با اختيار نهادن آن وي را به انجام عبادت و نماز علاقمند ساخت.مثلا ممكن است يكي از فرزندان شما به گردش كردن و ديگري به خوراكي خاصي علاقمند باشد و فرزند سوم شما به تقويت كننده هاي كلامي به خوبي پاسخ دهد.پس بايد به تناسب آنها را مورد تشويق قرار داد.
مراد اين است كه پس از اتمام نماز كودكان به نحوي مورد تشويق قرار گيرند تا اين امر موجب دوام عبادت و استمرار توجه به فريضه نماز گردد و به تدريج كه او بزرگ و بزرگتر مي شود سخن از اهميت و فلسفه نماز نيز به ميان آورد تا عادت كردنبه اقامه نماز همراه با فهم و درك بهتر از اين عبادت باشد.نقش تذكر و ياد آوري:
ممكن است كودكان اوقات نماز را فراموش كنند و يا به علت بازي هاي كودكانه و ديگر عوامل وقت نماز را فراموش كنند و آن را در وقت مناسب به جا نياورند.در اينجا والدين و مدرسه نقش بسيار مهمي دارند و بايد به كودكان ياد آور شوند تا نمازشان را در اول وقت بخوانند تا به اين عمل عادت نمايند.
اگر تذكرات به موفع والدين و مربيان نباشد كودك گاه دچار فراموشي شده و از انجام نماز باز مي ماند و رفته رفته به انجام چنين اعمالي بي علاقه و دلسرد مي شود.
وجود تذكرات سازنده با لحني ملايم امري مفيد است و مي تواند نقش بسيار سازنده اي را در هدايت كودك بسوي عبادت داشته باشد.
نقش تسهيلي:انجام عبادت و نماز بصورت كامل و بجا آوردن تمامي شرايط آن براي كودكا كاري دشوار است.به منظور ترغيب كودكان به عبادت بايد تسهيلاتي را در نظر گرفت.
امام صادق (ع)مي فرمايند:كودكان خود را هنگام سحري بيدار كنيد تا همراه شما روزه بگيرند .اما در طول روز هر وقت كه خودشان خواستند مي توانند افطار كنند و نبايد براي آنها اجباري باشد.
اجبار كودكان را از انجام عبادت متنفر مي كند و موجب دلسردي و بي علاقگي آنان نسبت انجام چنين اعمالي مي شود.
درمورد نماز هم روايات زيادي آمده است كه به چند مورد از آنها اشاره مي كنيم:
روايت است وقتي كودكان مي خواهند وضو بگيرند و نماز بخوانند براي آنها آب نيمه گرم آماده كرده و جانماز آنها را پهن كنيم.
حتي مي توانيم با مختصر كردن ادعيه و قنوت و موردي نظير اينها خواندن نماز را براي كودكان سهولت بخشيم.
البته با افزايش سن آنها مي توان بر كيفيت عبادت آنها افزود و سطح راز و نياز و عبادات آنها را اعتلا بخشيد.
اما بايد از تحميل عبادت هاي سخت و سنگين جدا پرهيز كنيم كه اين اعمال موجبات زدگي كودكان از دين را فراهم مي سازند.آثار اقامه نمار:
نماز باعث تقوا استو تقوا نه تنها روح بلكه جسم را نيز از آلودگي هاي ناشي از گناه نگه مي دارد.بيماري هاي ناشناخته و خانمان بر انداز كه امروزه در جهان شايع شده اند مطمئنا نتيجه تبهكاري كساني بوده است كه اهل نماز و نيايش نبوده اند.
آقاي كارل فيزيولوژيست معروف فرانسوي در باره آثار جسماني و درماني نماز مي نويسد:
طبيب زماني كه مي بيند بيمار دست به دامان دعا و توسل به خدا شده است مي تواند خرسند باشد چه آرامش هايي كه نيايش به ارمغان آورده است.اين امر كمك شاياني در مداوا مي كند.زيرا نيايش در همان حال كه آرامش را پديد آورده است بطور كامل در فعاليت هاي مغزي انسان يك نوع شكفتگي و انبساط باطني و دلاوري را تحريك مي كند نكته ديگري كه قابل ذكر است اينكه عبادت انسان ساز و شفا بخش نماز علاوه بر تاثير درماني كه پس از هجوم استرس ها درد داراي نقش پيش گيري كننده از آنها نيز هست.بويژه اين نقش را در نماز هاي جماعت و نماز نشاط بخش و عبادي سياسي جمعه بيشتر مي توان يافت.
خلاصه نماز و ذكر تاثير مثبت و عميقي بر سيستم عصبي مركزي و سيستم ايمني بدن دارد.نتيجه گيري:
نماز خواندن در دين اسلام از اهميت بسياري برخوردار است .نماز ستون دين است و كودكاني كه نماز مي خوانند خداوند به آنان حسناتي مي دهد و آنها را بيشتر دوست دارد.
نماز انسان را از بدي ها و زشتي ها دور مي كند و بسوياعمال نيك و خوبي ها و خوشي ها هدايت مي كند.
نماز رمز دست يافتن به رستگاري است و اگر انسانها نماز بخوانند و به داي يگانه ايمان بياورند خدا در هاي رحمت و بركت را از آسمانها و زمين بر آنها گشوده مي سازد.
نماز رمز همه اين گشايش ها و بركت هاست و مددكار انسان در شرايط سخت محسوب مي شود.
پس نماز را ياوري قدرتمند بدانيم كه نتيجه آن را در يان دنيا و در جهان آخرت خواهيم ديد.
با چنين نگرشي بايد به تشويق كودكان بپردازيم تا اين عبادت حيات بخش از كودكي با وجود آنها عجين گرد و سلامت دين و دنيا و آخرت آنان در پرتو آن تامين شود.
نماز توبه
حضرت ختمی مرتبت (ص) روز یكشنبه دوم ذی القعده بیرون تشریف آورده فرمودند: ایّها الناس! كدام یك از شما اراده توبه كرده است ؟ عرض كردند : همه ما می خواهیم توبه نماییم . فرمود : غسل كنید و وضو بگیرید و چهار ركعت نماز و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد و سه مرتبه سوره توحید و یك مرتبه معوذتین ( سوره های فلق و ناس ) بخوانید و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار و ختم به «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» بكنید و بعد از آن بگویید: «یا عزیز یا غفار اغفر لی ذنوبی وذنوب جمیع المومنین و المؤمنات فانه یغفر الذنوب الا انت».
و فرمود: نیست هیچ بنده ای از امت من، كه این عمل را انجام دهد، مگر اینكه منادی از آسمان ندا كند: ای بنده خدا عملت را از سر بگیر كه توبه تو مقبول است وگناه تو آمرزیده، و فرشته دیگر صدا كند از زیر عرش، ای بنده مبارك باد بر تو و اهل تو و ذریه تو، و دیگری صدا كند دشمنان تو از تو راضی خواهند شد در روز قیامت . ودیگری صدا كند كه ای بنده ما با ایمان می میری و دین از تو گرفته نخواهد شد و قبر تو گشاده و منور خواهد شد. و دیگری صدا كند كه ای بنده پدر و مادر تو از تو خشنود خواهند شد، اگر چه غضبناك بوده باشند در وسعت روزی خواهی بود. حضرت جبرئیل ـ علیه السّلام ـ ندا می كند: من وقت مرگت با ملك الموت می آیم و مهربانی می كنم به تو. صدمه نمی زند به تو اثر مرگ و خارج می شود روح تو از بدنت به آسانی.
عرض كردند : یا رسول الله ! اگر كسی این عمل را در غیر ذی القعده بجا آورد ، چطور می شود ؟ فرمود: همان طور است كه وصف كردم و فرمودند : این كلمات را جبرئیل در معراج به من یاد داد.[2]
مراقبت حدود و آداب نماز قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:علم الاسلام الصلاه فمن فرع لها قبله و حافظ علیها بحدها و وقتها و سنتها فهو مؤ من ؛ نماز، پرچم اسلام است ، مؤ من واقعى كسى است كه دل به آن دهد و مراقب حدود و آداب وقت آن باشد. (كنزالعمال ، ج 7، حدیث 1887)
تربت امام حسین (ع ) قال الصادق - علیه السلام -:السجود على تربه الحسین - علیه السلام - یخرق الحجب السبع ؛ سجده بر تربت امام حسین (ع ) هفت پرده و مانع را مى شكافد. (بحارالانوار، ج 101، ص 135)
مسواك با هر نماز قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:لو لا ان اشق على امتى ، لامرتهم بالسواك مع كل صلوه ؛ اگر بر امت من سخت و دشوار نبود، هرآینه به آن ها دستور مى دادم كه با هر نماز مسواك بزنند. (میزان الحكمه ، ج 4، ص 597)
لباس نمازگزار كان الحسن بن على - علیه السلام - اذا قام الى الصلوه لبس اجود ثیابه ، فقیل له یابن رسول الله تلبس اجود ثیابك ، فقال : ان الله جمیل یحب الجمال فاتحل لربى و هو یقول : ((خذوا زینتكم عند كل مسجد)) ؛ حضرت مجتبى (ع ) بهترین جامه هاى خود را در موقع نماز بر تن مى كرد.كسانى كه از آن حضرت سبب این كار را پرسش كردند، در جواب فرمود: خداوند جمیل است و جمال و زیبایى را دوست دارد، به این جهت خود را در پیشگاه الهى زینت مى كنم ، خداوند امر فرموده كه : ((با زینتهاى خود در مساجد حاضر شوید)). (وسائل الشیعه ، ج 3، ص 331)
نماز و عطر قال الصادق - علیه السلام -:ركعتان یصلیها المتعطر، افضل من سبعین ركعه یصلیها غیر متعطر ؛ دو ركعت نماز با عطر، بهتر است از هفتاد ركعت نماز كسى كه عطر نزده است . (مكارم الاخلاق ، ص 42)
نماز و مسواك قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:ركعتین بسواك ، احب الى الله - عز و جل - من سبعین ركعه بغیر سواك ؛ دو ركعت نماز با دندانهاى مسواك زده ، نزد خداوند از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك بهتر است . (سفینه البحار، ج 1، ص 675)
انتظار بعد نماز قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:انتظار الصلوه بعد الصلوه كنز من كنوز الجنه ؛ انتظار كشیدن از نماز تا نماز دیگر، گنجى است از گنجهاى بهشت . (جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 78)
قنوت ط,لانى قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:اطولكم قنوتا فى دار الدنیا اطولكم راحه یوم القیامه فى الموقف ؛ هر كسى از شما قنوتش در این دنیا طولانى تر باشد، در آخرت در موقف محشر راحتى او بیشتر خواهد بود. (ثواب الاعمال ، ص 59)
صلوات در ركوع و سجود قال الباقر - علیه السلام -:من قال فى ركوعه و سجوده و قیامه : ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) كتب الله له ذلك بمثل الركوع و السجود و القیام ؛ هركسى در ركوع و سجود و قیام خود بگوید: ((اللهم صل على محمد و آل محمد)) خدا ثواب آن را مانند ثواب ركوع و سجود و قیام براى او مى نویسد. (ثواب الاعمال ، ص 61)
نماز همراه با اذان واقامه قال على - علیه السلام -:من صلى باذان و اقامه صلى خلفه صف من الملئكه ، لایرى طرفاه و من صلى باقامه صلى خلفه ملك ؛ هركس نمازش را با اذان و اقامه بخواند، صفى از فرشتگان پشت سر او به نماز مى ایستند كه دو طرف آن صف دیده نمى شود و هر كس كه نماز خود را با اقامه تنها بخواند، یك فرشته پشت سر او نماز مى گزارد. نماز در مسجد قال رسول الله - صلى الله علیه وآله -:الجلوس فى المسجد لانتظار الصلوه عباده ؛ نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است . (بحارالانوار، ج 83، ص 384)
برآورده شدن خواسته ها:
حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم.
بخشی از رفتار ما به خوگیری و عادت مربوط می شود و نماز این عادت را می شکند. اینجا باید کار دیگری کرد که اسمش را گذارده اند (نیت). در واقع همه چیز ابتدا باید یک نقشه داشته باشد (برنامه ریزی) و بعد (عمل). به عنوان مثال غذا می خوریم چون گرسنه شده ایم و بعد از غذا خوردن سیر می شویم و احساس رضایت می کنیم، پس انگیزه ما فروکش می کند. حال اگر بخواهیم نماز بخوانیم، این کار برای چه کسی و با چه انگیزه ای انجام می گیرد؟ برای خودمان، پدر، مادر، این دنیا، آن دنیا؟!
تاثیر نماز در تمرکز حواس و حضور ذهن
ذهن متمرکز، قوی و نیرومند است و ذهن پراکنده ناتوان و ضعیف . ذهن همانند چراغ اشعه ای دارد اشعه چراغ در شعله آن تمرکز قوی دارند و سوزاننده اند ودر نزدیکی شعله تمرکز کمتری دارند اما باز هم تمرکز کمتری دارند اما باز هم گرمایشان محسوس است . هرچه از منبع نور دور می شویم پراکندگی اشعه بیشتر می شود تا حدی که گرمای حاصل از از آنها را به هیچ وجه حس نمیکنیم . ذهن در حالت تمرکز پتانسیل بسیار قوی دارد اما هنگامی که به علت توجه به سوی اشیای مختلف پراکنده می شود نیرو و توان خود را از دست می دهد و هر چه به اشیای بیشتری متوجه و پراکنده تر شود از توان آن کاسته می گردد.هر عمل عبادی علاوه بر آن که مقام وارزش ویژه مذهبی و معنوی دارد موجب تمرکز فکری وذهنی ملموس و قابل توجهی میشود کگه هر کس میتواند آن را به تجربه بگذارد و ادراک کندان تتقو الله یجعل لکم فرقانااگر از خدا بترسید و پروا کنید نیروی تشخیص (فرقانا) را در شما قرار میدهدو قدرت تشخیص از تمر کز قوای ذهنی به دست می آید.ویلیام جیمز :فرق بین افراد نابغه با دیگران یک موهبت فکری نیست بلکه مربوط به توجه کاملی است که به موضوعات و نتیجه های آن مبذول می دارند و میزان نبوغ یک نابغه به درجه تمرکز فکریش بستگی دارد از این سخنان نتیجه می گیریم که نماز حقیقی بهترین وسیله ای برای پرورش توجه و تمرکز در انسان است زیرا نماز گزاری که پیوسته و با تمام قدرت می کوشد تا ذهن خود را از تمامی آنچه غیر خداست منصرف و فقط به خدا متوجه کند و تمام نیروی فکری خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب خوانده شود این برای او عادت می شود و در هر موردی می تواند قوای ذهنی خود را متمر کز کند .
نماز کلید بهشت است.
نماز بهترین اعمال دینی است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود و عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر پذیرفته نشود و اعمال دیگر هم قبول نمی شود و همان طور که اگر انسان شبانه روزی پنج نوبت در نهر آبی شست و شو کند چرک در بدنش نمی ماند ،نماز های پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند .
سزاوار است که انسان نماز را در اول وقت بخواند و کسی که نماز را سبک و پست شمارد مانند کسی است که نماز نمی خواند .
پس انسان باید مواظب باشد که به عجله و شتاب زدگی نماز نخواند و در حال نماز به یاد خدا و با خضوع و خشوع و وقار باشد و متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید.هم چنین سزاوار است کارهایی را که ثواب نماز را کم می کند بجا نیاورد.
منبع: رساله توضیح المسائل آیت الله سیستانی
حدیث (1) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
لا تَزالُ اُمَّتى بِخَيرٍ ما تَحابّوا وَاَقامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَكاةَ وَقَروا الضَّيفَ... ؛
امّتم همواره در خير و خوبى اند تا وقتى كه يكديگر را دوست بدارند، نماز را برپا دارند، زكات بدهند و ميهمان را گرامى بدارند...
امالى طوسى، ص 647، ح 1340
حدیث (2) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَلصَّلاةُ مِفتاحُ كُلِّ خَيرٍ؛
نماز كليد همه خوبی هاست.
الفردوس، ج 2، ص 404، ح 3796
حدیث (3) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَوَّلُ الوَقتِ رِضوانُ اللّه وَوَسَطُ الوَقتِ رَحمَةُ اللّه وَآخِرُ الوَقتِ عَفوُ اللّه ؛
نماز در اول وقت خشنودى خداوند، ميان وقت رحمت خداوند و پايان وقت عفو خداوند است.
سنن الدار قطنى، ج 1، ص 201، ح 974
حدیث (4) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَيُّهَا النّاسُ اِنَّ المُصَلّى اِذا صَلّى فَاِنَّهُ يُناجى رَبَّهُ تَبارَك وَتَعالى فَليَعلَم بِما يُناجيهِ؛
اى مردم همانا نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بزرگ و بلند مرتبه اش مناجات مى كند، پس بايد بداند چه مى گويد.
مسند ابن حنبل، ج 2، ص 129
حدیث (5) امام على عليه السلام :
لَو يَعلَمُ المُصَلّى ما يَغشاهُ مِنَ الرَّحمَةِ لَما رَفَعَ رَأسَهُ مِنَ السُّجودِ؛
اگر نمازگزار بداند تا چه حد مشمول رحمت الهى است هرگز سر خود را از سجده بر نخواهد داشت.
غررالحكم، ج 5، ص 116، ح 7592
حدیث (6) امام على عليه السلام :
اُنظُر فيما تُصَلّى وَعَلى ما تُصَلّى اِن لَم يَكُن مِن وَجهِهِ وَحِلِّهِ فَلا قَبولَ؛
بنگر در چه (لباسى) و بر چه (چيزى) نماز مى گزارى، اگر از راه صحيح و حلالش نباشد، قبول نخواهد بود.
تحف العقول، ص 174
حدیث (7) امام صادق عليه السلام :
مَن قَبِلَ اللّه مِنهُ صَلاةً واحِدَةً لَم يُعَذِّبهُ وَمَن قَبِلَ مِنهُ حَسَنَهً لَم يُعَذِّبهُ؛
خداوند از هر كس يك نماز و يا يك كار نيك را قبول كند، عذابش نمى نمايد.
كافى، ج 3، ص 166، ح 11
حدیث (8) امام صادق عليه السلام :
تَسبيحُ فاطِمَةَ عليهاالسلام فى كُلِّ يَومٍ فى دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ اَحَبُّ اِلَىَّ مِن صَلاةِ اَلفِ رَكعَةٍ فى كُلِّ يَومٍ؛
تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام در هر روز پس از هر نماز نزد من محبوب تر از هزار ركعت نماز در هر روز است.
كافى، ج 3، ص 343، ح 15
حدیث (9) امام صادق عليه السلام :
سَجدةُ الشُكرِ واجِبَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ تُتِمُّ بِها صَلاتَكَ وَتُرضى بِها رَبَّكَ وَتُعجِبُ المَلائِكَةَ مِنكَ... ؛
سجده شكر برهرمسلمانى واجب است،با آن نمازت را كامل و پروردگارت را خشنود مى سازى و فرشتگان را به شگفتى مى آورى.
التهذيب، ج 2، ص 110، ح 183
حدیث (10) امام صادق عليه السلام :
يُعرَفُ مَن يَصِفُ الحَقَّ بِثَلاثِ خِصالٍ: يُنظَرُ اِلى اَصحابِهِ مَن هُم؟ وَاِلى صَلاتِهِ كَيفَ هىَ؟ وَفى اَىِّ وَقتٍ يُصَلّيها؟؛
كسى كه از حق دَم مى زند با سه ويژگى شناخته مى شود: ببينيد دوستانش چه كسانى هستند؟ نمازش چگونه است؟ و در چه وقت آن را مى خواند؟
محاسن، ج 1، ص 396، ح 885
حدیث (11) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَلصَّلاةُ مِن شَرائِعِ الدّينِ وَ فيها مَرضاةُ الرَّبِّ عَزَّوَجَلَّ وَ هِىَ مِنهاجُ النبياءِ وَ لِلمُصَلّى حُبُّ المَلائِكَةِ وَ هُدىً و ايمانٌ وَ نورُ المَعرفَةِ وَ بَرَكَةٌ فِى الرِّزقِ؛
نماز، از آيين هاى دين است و رضاى پروردگار، در آن است. و آن راه پيامبران است. براى نمازگزار، محبت فرشتگان، هدايت، ايمان، نور معرفت و بركت در روزى است.
خصال، ص 522، ح 11
حدیث (12) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
ثَلاثٌ لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فيهِنَّ ما اُخِذنَ اِلاّ بِسَهمَةٍ حِرصا عَلى ما فيهِنَّ مِن الخَيرِ وَ البَرَكَةِ: اَلتَّذينُ بِالصَّلاةِ وَ التَّهجيُر بِالجَماعاتِ وَ الصَّلاةُ فى اَوَّلِ الصُّفوفِ؛
سه چيز است كه اگر مردم آثار آن را مى دانستند، به جهت حريص بودن به خير و بركتى كه در آنها هست، به قرعه متوسل مى شدند: اذان نماز، شتاب به نماز جماعت و نماز در صف اول.
كنزالعمّال، ح 43235
حدیث (13) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اِعلَموا اَنَّ اللّه تعالى قَد فَرَضَ عَلَيكُم الجُمُعَةَ فَمَن تَرَكَها فى حَياتى وَ بَعدَ مَماتى وَ لَهُم اِمامٌ عادِلٌ اِستِخفافا بِها وَ جُحودا لَها فَلا جَمَعَ اللّه شَملَهُ وَ لا بارَكَ لَهُ فى اَمرِهِ اَلا وَ لا صَلاةَ لَهُ اَلا وَ لا زَكاةَ لَهُ اَلا وَ لا حَجَّ لَهُ اَلا وَ لا صَومَ لَهُ اَلا وَ لا بَرَكَةَ لَهُ حَتّى يَتوبَ؛
بدانيد كه خداوند متعال نماز جمعه را بر شما واجب ساخته است پس آنان كه در زندگى و پس از مرگ من، از روى سبك شمردن و يا انكار، آن را ترك كنند، با وجود اين كه پيشواى عادلى دارند، خداوند وحدتشان نبخشد و در كارشان بركت ندهد، آگاه باشيد نه زكات، نه نماز، نه حج و نه روزه آنان پذيرفته است. بدانيد كه زندگى آنان بركتى نخواهد داشت، مگر توبه كنند.
عوالى اللالى، ج 2، ص 54، ح 146
حدیث (14) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
عن زيد بن خالدٍ الجُهَنّى: ما كانَ رَسُولُ اللّه صلى الله عليه و آله يَخرُج مِن شَى ءٍ لِشَى ءٍ مِنَ الصَّلَواتِ حَتّى يَستاكَ ؛
زيد بن خالد جُهَنى: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از هيچ نمازى به نماز ديگر مشغول نمى شدند، مگر اين كه در اين فاصله مسواك مى زدند.
المعجم الكبير، ج 5، ص 254، ح 5261
حدیث (15) امام على عليه السلام :
اَلنَّظيفُ مِنَ الثِّيابِ يُذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ؛
لباس پاكيزه غم و اندوه را برطرف مى كند و باعث پاكيزگى نماز است.
كافى، ج 6، ص 444، ح 14
حدیث (16) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
اَلا اُخبِرُكُم بِاَفضَلَ مِن دَرَجَةِ الصّيامِ وَ الصَّلاةِ وَ الصَّدَقَةِ؟ صَلاحُ ذاتِ البَينِ، فَاِنَّ فَسادَ ذاتِ البَينِ هِىَ الحالِقَةُ؛
آيا به چيزى با فضيلت تر از نماز و روزه و صدقه (زكات) آگاهتان نكنم؟ و آن اصلاح ميان مردم است، زيرا تيره شدن رابطه بين مردم ريشه كن كننده دين است.
نهج الفصاحه، ح 458
حدیث (17) امام صادق عليه السلام :
كونوا دُعاةً لِلنّاسِ بِغَيرِ اَ لسِنَتِكُم، لِيَرَوا مِنكُم الوَرَعَ وَ الجتِهادَ وَ الصَّلاةَ وَ الخَيرَ، فَاِنَّ ذلِكَ داعيَةٌ؛
مردم را به غير از زبان خود، دعوت كنيد، تا پرهيزكارى و كوشش در عبادت و نماز و خوبى را از شما ببينند، زيرا اينها خود دعوت كننده است.
كافى، ج 2، ص 78، ح 14
حدیث (18) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
لاتَنظُروا إِلى كَثرَةِ صَلاتِهِم وَصَومِهِم وَ كَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَطَنطَنَتِهِم بِاللَّيلِ، وَلكِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَديثِ وَأَداءِ المانَةِ؛
به زيادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نكنيد، بلكه به راستگويى و امانتدارى آنها توجه كنيد.
بحارالأنوار، ج 75، ص 114، ح 5
حدیث (19) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
ثَلاثٌ لَو يَعلَمُ النّاسُ ما فيهِنَّ ما اُخِذنَ اِلاّ بِسَهمَةٍ حِرصا عَلى ما فيهِنَّ مِن الخَيرِ وَ البَرَكَةِ: اَلتَّذينُ بِالصَّلاةِ وَ التَّهجيُر بِالجَماعاتِ وَ الصَّلاةُ فى اَوَّلِ الصُّفوفِ؛
سه چيز است كه اگر مردم آثار آن را مى دانستند، به جهت حريص بودن به خير و بركتى كه در آنها هست، به قرعه متوسل مى شدند: اذان نماز، شتاب به نماز جماعت و نماز در صف اول.
كنزالعمّال، ح 43235
حدیث (20) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه صَلاتَهُ وَلاصيامَهُ أَربَعينَ يَوما وَلَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛
هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.
بحارالأنوار، ج 75، ص 258، ح 53
حدیث (21) امام باقر عليه السلام :
لَمّا قالَ لَهُ رَجُلٌ إِنّى ضَعيفُ العَمَلِ قَليلُ الصَّلاةِ قَليلُ الصَّومِ وَلكِن أَرجو أَن لا آكُلَ إِلاّ حَلالاً وَلا أَنكَحَ إِلاّ حَلالاً: وَأَىُّ جِهادٍ أَفضَلُ مِن عِفَّةِ بَطنٍ وَفَرجٍ؟!؛
در پاسخ به كسى كه عرض كرد: من در عمل ناتوانم و نماز و روزه كم به جا مى آورم اما سعى مى كنم جز حلال نخورم و جز با حلال نزديكى نكنم فرمودند: چه جهادى برتر از پاك نگهداشتن شكم و شرمگاه؟!
محاسن، ج 1، ص 292، ح 448
حدیث (22) امام صادق عليه السلام :
لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وأداءُ الأمانَةِ؛
فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد.
كافى، ج 2، ص 104، ح 2
حدیث (23) امام حسن عسکری علیه السلام:
لَیسَتِ العِبادَةُ کَثرَةَ الصیّامِ وَ الصَّلوةِ وَ انَّما العِبادَةُ کَثرَةُ التَّفَکُّر فی أمر اللهِ؛
عبادت کردن به زیادی روزه و نماز نیست، بلکه (حقیقت) عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
تحف العقول، ص448
حدیث (24) امام صادق علیه السلام:
أَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ إلَی اللهِ وَ هُوَ ساجِدٌ؛
نزدیکترین حالات بنده به پروردگارت حالت سجده است.
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
حدیث (25) امام صادق علیه السلام:
اثافى الاسلام ثلاثة: الصلوة و الزکوة و الولایة،لا تصح واحدة منهن الا بصاحبتیها؛
سنگهاى زیربناى اسلام سه چیز است: نماز، زکات و ولایت که هیچ یک از آنها بدون دیگرى درست نمى شود.
کافى جلد2، ص 18
حدیث (26) امام صادق علیه السلام:
اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى (ص) مِن تَمامِ الصَّلوةِ؛
تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر (ص) کمال نماز است.
وسائل الشیعه، ج 6 ص 221
حدیث (27) امام کاظم علیه السلام:
اَفضَلُ ما یَتَقَرَّبُ به العَبدُ اِلی اللهِ بَعدِ المَعرِفَةِ به، الصَلوةُ؛
بهترین چیزی که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی تقرب پیدا می کند، نماز است.
تحف العقول،ص455
حدیث (28) امام علی علیه السلام:
لِکُلِّ شَیءٍ وَجهٌ وَ وَجهُ دینِکم الصَّلاةُ؛
هر چیز دارای سیماست، سیمای دین شما نماز است.
بحار الانوار، ج82، ص227
حدیث (29) رسول اكرم صلى الله عليه و آله :
لا یَنالُ شَفاعَتی مَن اَخَّرَ الصَّلوةَ بَعدَ وَقتِها؛
کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت) به شفاعت من نخواهدرسید.
بحارالانوار، ج83، ص20
حدیث (30) امام محمدباقر علیه السلام:
مَن تَرَکَ الجَماعَةَ رَغبَةً عَنها وَ عَن جَماعَةِ المُسلِمینَ مِن غَیرِ عِلَّةٍِ فَلا صَلاةَ لَه ؛
کسی که از روی بی میلی،بدون عذر و علت نمازجماعت را که اجتماع مسلمانان است ترک کند، نمازی برای او نیست.
امالی شیخ صدوق،ص290
حدیث (31) امام علی علیه السلام:
مَن صَلّی رَکعَتَینِ یَعلَمُ مایَقولُ فِیهما اِنصَرَفَ وَ لَیسَ بَینَه وَ بَینَ اللهِ - عَزَّ وَ جَلَّ - ذَنبٌ؛
هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، درحالی که میان او و میان خدای عز و جل گناهی نیست.
اصول وافی، ج2، ص100
حدیث (32) پيامبر صلى الله عليه و آله :
إِنَّ المُؤمِنَ هِمَّتُهُ فِي الصَّلاةِ وَالصِّيامِ وَالعِبادَةِ وَالمُنافِقُ هِمَّتُهُ فِي الطَّعامِ وَالشَّرابِ كَالبَهيمَةِ؛
همّت مؤمن در نماز و روزه و عبادت است و همّت منافق در خوردن و نوشيدن؛ مانند حيوانات.
تنبيه الخواطر،ج1، ص 94
حدیث (33) امام صادق عليه السلام :
لا تَغتَرّوا بِصَلاتِهِم وَلا بِصيامِهِم، فَإِنَّ الرَّجُلَ رُبَما لَهِجَ بِالصَّلاةِ وَالصَّومِ حَتّى لَو تَرَكَهُ استَوحَشَ ، وَلكِنِ اختَبِروهُم عِندَ صِدقِ الحَديثِ وَأداءُ الأمانَةِ؛
فريب نماز و روزه مردم را نخوريد، زيرا آدمى گاه چنان به نماز و روزه خو مى كند كه اگر آنها را ترك گويد، احساس ترس مى كند، بلكه آنها را به راستگويى و امانتدارى بيازماييد.
كافى، ج2، ص 104، ح2
حدیث (34) امام على عليه السلام :
اَلنَّظيفُ مِنَ الثِّيابِ يُذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ وَهُوَ طَهورٌ لِلصَّلاةِ؛
لباس پاكيزه غم و اندوه را مى برد و موجب پاكيزگى نماز است.
كافى، ج6 ، ص 444، ح 14
حدیث (35) امام صادق عليه السلام :
ما يَمنَعُ اَحَدَكُم اِذا دَخَل عَلَيهِ غَمٌّ مِن غُمُومِ الدُّنيا اَن يَتَوَضَّاَ ثُمَّ يَدخُلَ مَسجِدَهُ وَ يَركَعَ رَكعَتَينِ فَيَدعُوَ اللّه فيهِما؟ اَما سَمِعتَ اللّه يَقُولُ: «وَاستَعينوا بِالصَّبرِ وَ الصَّلاةِ»؟
چه چيز مانع مى شود كه هر گاه بر يكى از شما غم و اندوه دنيايى رسيد، وضو بگيرد و به سجده گاه خود رود و دو ركعت نماز گزارد و در آن دعا كند؟ مگر نشنيده اى كه خداوند مى فرمايد: «از صبر و نماز مدد بگيريد»؟
تفسير عياشى، ج 1، ص 59، ح 39
حدیث (36) امام صادق عليه السلام :
ما خَسِرَ وَ اللّه مَن اَتى بِحَقيقَةِ السُّجودِ ... وَلا بَعُدَ عَنِ اللّه اَبَدا مَن اَحسَنَ تَقَرُّبَهُ فِى السُّجودِ وَ لا قَرُبَ اِلَيهِ اَبَدا مَن اَساءَ اَدَبَهُ وَضَيَّعَ حُرمَتَهُ وَيَتَعَلَّقُ قَلبُهُ بِسِواهُ؛
سوگند به خدا ، هر كس كه حقيقت سجده را به جاى آورد ، زيان نكرد و كسى كه در سجده، به خوبى به خداوند نزديك شد، هرگز از خداوند دور نيست. و آن كه به {ساحت مقدس} او بى ادبى كرد و حرمتش را زير پا گذاشت ، و به غير او دل بست، هرگز به او نزديك نشد.
بحار الأنوار ، ج 75، ص 71، ح 34
حدیث (37) امام على عليه السلام :
كانَ رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله لا يُؤثِرُ عَلَى الصَّلاةِ عَشاءً وَ لا غَيرَهُ وَ كانَ اِذا دَخَلَ وَقتُها كَاَنـَّهُ لا يَعرِفُ اَهلاً وَ لا حَميما؛
رسول اكرم صلى الله عليه و آله چيزى مثل شام و غير آن را بر نماز مقدم نمى داشتند و هنگامى كه وقت نماز مى رسيد، گويى كه هيچ يك از اهل خانه و دوستان را نمى شناختند.
مجموعه ورام، ج 2، ص 78
حدیث (38) الغزالى فى احياء العلوم :
كانَ صلى الله عليه و آله لا يَجلِسُ اِلَيهِ اَحَدٌ و هُوَ يُصَلّى اِلاّ خَفَّفَ صَلاتَهُ و اَقبَلَ عَلَيهِ فَقالَ: اَ لَكَ حاجَةٌ؟ فَاِذا فَرَغَ مِن حاجاتِهِ عادَ اِلى صَلاتِهِ؛
هرگاه رسول اكرم صلى الله عليه و آله نماز مى خواندند و كسى نزد ايشان مى نشست، ايشان نماز خود را كوتاه مى كردند و به او رو مى نمودند و مى فرمودند: آيا خواسته اى دارى؟ و بعد از آن كه حاجت او را برآورده مى كردند، به نماز بر مى گشتند.
سنن النبى، ص 294
حدیث (39) پيامبر صلی لله عليه و آله :
يا عَلىُّ اِذا حَضَرَ وَقتُ صَلاتِكَ فَتَهَيَّ لَها وَ اِلاّ شَغَلَكَ الشَّيطانُ وَ اِذا نَوَيتَ خَيرا فَعَجِّل وَ اِلاّ مَنَعَكَ الشَّيطانُ عَن ذلِكَ ؛
اى على! هرگاه وقت نمازت رسيد، آماده آن شو وگرنه شيطان تو را سرگرم مى كند و هرگاه قصد [كار] خيرى كردى شتاب كن وگرنه شيطان تو را از آن باز مى دارد.
بحارالأنوار، ج 7، ص 29
حدیث (40) امام صادق عليه السلام :
فَضلُ الوَقتِ الاوّلِ عَلَی الأخیر کَفَضل الاخرةِ عَلَی الدُّنیا.
فضیلت خواندن نماز در اول وقت نسبت به تأ خیر انداختن آن، مثل فضیلت آخرت بر دنیاست.
بحارالأنوار، ج 82، ص 359
حدیث (41) امام صادق علیه السلام فرمودند:
لا یَنالُ شَفاعَتَنا مَن استَخَفَّ بِالصَّلاةِ؛
هرکس نماز را سبک بشمارد ، بشفاعت ما دست نخواهد یافت.
فروع کافی، ج3، ص270
حدیث (42) رسول خدا صلی الله علیه و آله:
اَوَّلُ ما یَسالونَ عَنهُ الصَّلواتُ الخَمسُ؛
اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .
کنز العمال،ج 7،حدیث 18859
حدیث (43) امام علی علیه السلام فرمودند:
الصَّلاةُ حِصنٌ مِن سَطَواتِ الشَّیطانِ؛
نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.
غررالحکم، ص 56
حدیث(44) حضرت زهرا (س):
فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ؛
خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد ، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.
احتجاج طبرسی، ج1، ص258
حدیث (45) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله:
اَحَبُّ الاعمالِ اِلَی اللهِ الصَّلاةُ لِوَقتِها ثُمَّ بِرُّ الوالِدَین ثُمَّ الجِهادُ فی سَبیلِ اللهِ؛
بهترین کارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیکی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا.
کنز العمال، ج7، ص285، ح 18897
حدیث (46) امام على(سلام الله علیه):
اَلصَّلاةُ حِصنُ الرَّحمانِ ومِدحَرَةُ الشَّيطانِ.
نماز دژ محكم خداوند رحمان و وسيله راندن شيطان است.
الصلاة في الكتاب والسنة - ح 417- ص116
حدیث (47) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله:
إذا قُمتَ في صَلاتِكَ فَأَقبِل عَلَى اللَّهِ بِوَجهِكَ يُقبِل عَلَيكَ.
هرگاه به نماز ايستادى، با دل به خدا رو كن تا او نيز به تو رو كند.
بحارالأنوار - ج 84 - ص 221. میزان الحکمة ج6- ص301 - ص10793
حدیث (48) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله:
لايَقبَلُ اللَّهُ صَلاةَ عَبدٍ لايَحضُرُ قَلبُهُ مَعَ بَدَنِهِ.
خداوند نماز بندهاى را كه دلش همراه بدنش نيست نمىپذيرد.
حكمت نامه پيامبر اعظم(ص) – ج9-ص450- ح 7454
حدیث (49) امام باقر (ع):
مَن اَتَمَّ رُکوعَهُ لَم تَدخُلهُ وَحشَةٌ فی القَبر.
هر که رکوع نمازش را کامل انجام دهد هیچ ترس و وحشتی در قبر با سراغش نمی آید.
کافی ج2 ص32